تبليغاتX
سخنان دل

سخنان دل

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند .

 

می خواستم بنویسم ........

نوشتم

پاک کردم نوشتم پاک کردم ....

بغضی گلویم را گرفته

بهتر دیدم ننویسم

ننوشتم

.........

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 18:12  توسط شیرین عبد   | 

خوشحال و شاد و خندانم

در دلم غمی ندارم

دست میزنم من

پا می کوبم من

شادانم ........

ها ها ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:13  توسط شیرین عبد   | 

به خود می نگرم

در این بازی سرنوشت به کجا پناه میبرم ؟

به زیر سنگ سخت

درون رودخانه ای خروشان

به خانه دوست

به آشیانه مرغان

به آسمان پرواز کنم ؟

به کجا پناه ببرم ؟

به کجا ؟

؟ ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:12  توسط شیرین عبد   | 

 

 

پروانه ای که پرواز می کند زنده است

 

پروانه ای که پرواز را می فهمد زندگی می کند...........

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 16:44  توسط شیرین عبد   | 

 

می نوسیم از چه از کجا نمی دانم فقط می خواهم بنویسم

از اینکه خوشبختم

خندانم

شادانم

اما گاهی اوقات بغضی در گلویم می نشیند دلم می خواهد بگریم

داد بزنم

دلم می خواهد دستانم را مشت کرده و محکم به دیوار بزنم        آخ.........

بی قرار می شوم قلبم تند تند می زند نمی دانم در آن لحظه باید چکار کنکم دوستان عزیز شما چکار می کردید ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 16:37  توسط شیرین عبد   |